قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4913
تاريخ الفي ( فارسى )
گرفتند « 1 » و معلوم شد كه پسر قيصر روم ، كرشجى با تمورتاش - كه از اعاظم امراى روم به حكم قيصر روم به رسم منقلاى به طرف سيواس آمده بودند - از شنيدن خبر وصول همايون سراسيمه شده به جانب روم معاودت نمودند . و به موجب فرمان قضا جريان امير سليمانشاه و امير جهانشاه و امير شيخ نور الدين و خواجه شيخعلى بهادر و جمعى ديگر از امراى قشون به ايلغار از عقب ايشان روان شدند و از قيصر نيز گذشته به ايشان رسيدند و همه را متفرق و پريشان گردانيدند و تمام آن نواحى را تاراج كرده مظفر و منصور به اردو معاودت كردند . و صاحبقران فتح قلعهء سيواس را پيشنهاد همت ساخت . و مصطفى نامى از قبل قيصر روم حاكم آنجا بود . و آن قلعه از سنگ تراشيده بود . ده گز عرض و بيست گز ارتفاع ديوار بود و سه طرف قلعه به واسطهء نزديكى آب قابل نقب نبود . و از طرف غربى كه نقب زدن ممكن بود ، شروع در نقب شد . و هجده شبانه روز جنگ شد و به زخم سنگ منجنيق و عراده ، برج و بارو از هم فروريخت و فتح نزديك شد . و مصطفى ناچار شده بيرون آمد و به جان امان يافته مسلمان شد و به مال امانى خلاص شد . و اكثر اهل آنجا كه ارمنى بودند ، اسير شدند . و سپاهيان را كه چهار هزار كس بودند ، زنده در زير خاك كردند « 2 » كه عبرت ديگر مخالفان شود . و حصار سيواس با زمين هموار شد . « 3 » در اثناى محاصره شنيده شد كه سلطان احمد و قرايوسف كه به روم مىگريزند از اين نزديكى گذشتهاند . فوجى از لشكر منصور پى ايشان روان شده در اروق ايشان رسيدند و تمام را غارت كردند . و خواهر بزرگ سلطان احمد ، دلشاد « 4 » ، و زنان و دخترانش اسير شدند و او تنها گريخت و نزد ايلدرم بايزيد رفت . و به وقت محاصرهء سيواس جاهلان آبلستان اسبان سپاهيان لشكر منصور را دزديده مىبردند . اين معنى مكرر به عرض آن حضرت رسيده بود . چون سيواس بهدست آمد ، آن حضرت متوجه آبلستان شده و امير طهرتن را به ارزنجان بازگردانيد . و اميرزاده شاهرخ با امير سليمانشاه منقلاى صاحبقران شده به ايلغار با لشكرى گزيده متوجه آبلستان شدند . و جماعت تركمانان كه آنجا بودند از رسيدن شاهزاده خبردار شده گريختند و شاهزاده تعاقب نموده به ايشان رسيد و اكثر را به قتل آورد و تمام اموال
--> ( 1 ) . ظفرنامه : « به شهر سيواس كه سرحد روم است رسيد . » ( 2 ) . ظفرنامه : « همه را گرفته زنده در چاهها كردند . » ( 3 ) . هنگامى كه تيمور آناتولى شرقى را مورد هجوم قرار داده بود و سيواس را به تصرف خود درمىآورد ، سلطان بايزيد به دليل محاصرهء قسطنطنيه نتوانست واكنشى نشان دهد ؛ چون اولا فاصلهء او با تيمور زياد بود و ثانيا پيش از به پايان رساندن زمستان قادر نبود سپاه خود را رو در روى دشمن قرار دهد . لذا نتوانست شهر سيواس را كه چند سال پيش از دست قاضى برهان الدين احمد گرفته بود نجات دهد . - تاريخ تيموريان ( كمبريج ) ، ص 86 . ( 4 ) . روضة الصفا : سلطان دلشاد .